وبلاگ حقوقی فاطمه (صبا) عزیززاده آرائی وکیل پایه یک دادگستری

مشروح دوازدهمین جلسه دادگاه فساد مالی

 قاضی ناصر سراج در ابتدای دوازدهمین جلسه رسیدگی به پرونده فساد 3 هزار میلیارد تومانی با اعلام این مطلب افزود: تاکنون 29  نفر از متهمان دفاعیات آخرشان را گفته‌اند و تنها 3 متهم مانده‌اند.

وی افزود: سعی می‌کنیم در یکی دو جلسه اینده رسیدگی به اتهامات 3 متهم دیگر نیز به پایان برسد و به این ترتیب ختم دادرسی را اعلام کنیم.

تفهیم اتهام تحصیل نامشروع ۸میلیاردتومانی

در ابتدای جلسه امروز دادگاه رسیدگی به پرونده فساد سه هزار میلیاردی به بخشی از اتهامات «ط ـ ن» رسیدگی شد.

در این قسمت نماینده دادستان نجفی کیفر خواست صادر شده برای متهم را به شرح تحصیل مال نامشروع به مبلغ 8 میلیارد تومان و همچنین پول شویی همین میزان عواید ناشی از جرم را قرائت کرد.

پس از قرائت کیفر خواست متهم در جایگاه قرار گرفت و قاضی سراج به وی تفهیم اتهام کرد اما متهم اتهاماتش را نپذیرفت و مدعی شد کیفر خواست صادر شده را قبول ندارد.

متهم «ط ـ ن» در ادامه دفاعیاتش درباره تحصیل مال نامشروع به مبلغ 8 میلیارد تومان گفت: من به هیچ عنوان این موضوع را قبول ندارم زیرا از سال 88 که با گروه ملی فولاد آشنا شدم تنها مبلغ 7 میلیارد و 200 میلیون تومان از این گروه پول گرفتم.
وی گفت: از آنجا که ما با گروه ملی معاملات 500 میلیون تومانی شمش فولاد داشتیم هیچ جای شک و شبه باقی نمانده بود که این گروه پشتوانه مالی خوبی دارد و اصلا به ذهنمان نمی‌رسید که قرار باشد این گروه با اعتبارات اسنادی جعلی وارد معاملات فولاد شود.

 وی گفت: اصلا در ابتدا هیچ وقت متصور نبودیم که قرار باشد این پرونده چنین پیچیدگی‌های داشته باشد و اصلا پیچیده نبود.

قاضی سراج در این لحظه گفت: پس به نظر شما ما پرونده را پیچیده کرده‌ایم که امروز شما اینجا هستید.

متهم گفت: در کیفر خواست من اشاره شده که من پول‌ها را در خیابان یا گوشه پارک از متهم تحویل گرفته‌ام در حالی که این به معنای رد گم کردن پول نبوده بلکه از آنجا که مه‌آفرید خسروی معمولا با دولتی‌ها جلسه داشت وقتی برای ما نداشت و مجبور بودیم خودمان را در میان مسیر به او برسانیم و از او پول بگیریم.

«ط ـ ن» با اشاره به این مطلب که یک بار هم که ما کار خیر انجام داده‌ایم این گونه با مشکل برخورد کردیم گفت: همه در این پرونده پول‌هایی را که گرفته‌اند اسمش را کار خیریه گذاشته‌اند در حالی که در واقع پولی که مه‌آفرید به ما داده است به واقع صرف امور خیریه شده است.

قاضی با خنده به او گفت: پس از بهتر است اسم کار خیریه را عوض کنیم.

افشای ماجرای واگذاری اسکله به مه‌آفرید

مدیر شرکت خدمات عمومی فولاد با اشاره به این مطلب که مه‌آفرید سال 88 با توصیه دوستانش موفق به خرید گروه ملی شده بود گفت: واگذاری گروه ملی به مه‌آفرید اعتماد ما را جلب کرده بود و به همین دلیل به مرحله اول با او معامله 25 هزار تنی شمش فولاد کردیم.

وی گفت: برای ما ارزشمند بود که بخواهیم با یک گروه بسیار بزرگ مثل گروه ملی فعالیت کنیم اما امروز فهمیده‌‌ایم که گروه ملی پوششی بوده تا گروه اریا موفق به بهره‌برداری 3 هزار میلیارد تومانی شود.

متهم گفت: مه‌آفرید نه تنها کارآفرینی نکرده است بلکه ال‌سی‌آفرینی کرده است. ما وقتی خوب بررسی کردیم فهمیدیم که مه‌آفرید با یک پوشش چه بلایی به سرمان آورده است.

متهم با اعلام این مطلب که با کارهای اشتباه خسروی 200 نفر از خانواده های آنها دچار مشکل شده‌اند دیروز در مسیر دادسرا به خسروی گفتم شما چرا سکوت کرده‌اید چرا نمی‌گویید چه عواملی پشت پرده هستند و شما به پشتوانه چه کسانی به چنین کارهایی دست زدید.

وی گفت: خسروی یک بسته کاغذ خریده و به مدیرعامل گروه ملی فولاد داده تا برایش ال‌سی گشایش کند و به این ترتیب با یک بسته 4 هزار تومانی 3 هزار میلیارد تومان پول از بانک خارج کردند.


تماس افراد ناشناس با همسر یکی از متهمین

«ط ـ ن » از یکی از مسائل پشت پرده این ماجرا پرده‌برداری کرد و گفت: پس از جلسه یازدهم دادگاه عده‌ای ناشناس با خانم من تماس گرفتند و ابراز ناراحتی کردند که چرا من در دادگاه در مورد مدیرعامل و رئیس ایمیدرو حرف زده‌ام و گلایه‌مند بودند که چرا اسم آنها را آورده است.

درگیری لفظی وکیل مه‌آفرید با یکی از متهمین در دادگاه

در این لحظه میان وکیل مه‌آفرید خسرو غلامرضا ریاحی و متهم «ط ـ ن» درگیری لفظی پیش آمد و ریاحی معتقد بود متهم به جای دفاع از خودش دارد بر علیه خسروی کیفر خواست صادر می‌کند.

در این لحظه متهم خطاب به وکیل مه‌آفرید گفت: شما دارید از باطل دفاع می‌کنید من امروز نباید اینجا بایستم به خاطر اشتباهات موکل شما 290 میلیارد تومان هنوز از موکل شما طلب دارم .

در این لحظه قاضی سراج به مجادله دو نفره این افراد وارد شده و خطاب به وکیل گفت: شما الان اجازه صحبت کردن ندارید و از متهم نیز خواست تا از اتهامات خودش دفاع کند.

متهم گفت: آقای خسروی برادرش به خارج از کشور گریخته و می‌رود در تلویزیون بیگانه مدعی می‌شود که اموالش را جمهوری اسلامی بلوکه کرده است در حالی که ما امروز باید بایستیم و پاسخگوی اشتباهات آنها باشیم.

متهم گفت: روز گذشته در جریان رسیدگی به پرونده‌ام در دادسرا متهم «ب ـ د» به من ایراد گرفته که چرا بر خلاف آقای مه‌آفرید خسروی حرف زدم در حالی که باید بگویم من براساس وجدانم حرف می‌زنم این بلایی است که خسروی سر ما آورده است.

متهم در بخش دیگری از دفاعیاتش به موضوع انحصار‌طلبی توسط گروه اریا اشاره کرد و گفت: شما به روند تولید و مصرف فولاد در کشور توجه‌ای داشته باشید خواهید دید که 18 میلیون تن فولاد در کشور نیاز سالانه است که 12 میلیون آن تولید داخلی و 6 میلیون دیگر واردات است و شما نگاه کنید که بیش از 10 میلیون آن میزان قرار بوده در اختیار خسروی قرار بگیرد.

متهم گفت: من جدیدا متوجه شدم که آقای خسروی لاین خط اعتباری واردات فولاد داده بودند و حتی اسکله‌ای خصوصی در بندر انزلی به این افراد داده شده تا بتواند کالایش را زودتر وارد کند.

بار این آقا با یک تلفن از گمرک ترخیص می شود

وی گفت: برای ما باید سؤال باشد که سایر تولید‌کنندگان بارشان در گمرک می‌ماند حتی زنگ می‌زند و می‌پوسد اما بار این آقا با یک تلفن ترخیص می‌شود اینها می‌گویند دامپپنگ نکردند در حالی که گروه ملی برای خودشان بوده نورد و لوله برای خودشان بوده و حتی 40 درصد اکسین هم برای خودشان بوده است.

متهم گفت: اگر امروز من اینجا هستم به خاطر این است که دولت عدالت‌خواه از طریق واگذاری برخی چیزها به خسروی اعتماد‌سازی کرده بود و ما به واسطه همان اعتماد امروز گیر افتادیم.

قاضی در این لحظه به او تذکر داد که باید چیزی بگویی که بتوانی اثبات کنی.

متهم گفت: شما روند واگذاری‌ها را نگاه کنید که چگونه واگذار شده است شما به همین پرونده به درستی نگاه کنید تمامی وزارتخانه‌ها درگیرش شده‌اند مسلم است که چنین واگذاری‌های عادی و طبیعی نبوده است. معلوم است که این آقا پس از دامپینگ فولاد می‌توانسته حتی عزل و نصب سیاسی هم انجام دهد و قدرت سیاست به دنبالش می‌رفت.

متهم گفت: زمانی که یک تاجر درجه 10 در بازار ورشکسته می‌شود تا دو ماه در بازار رعشه می‌افتد که آیا خرید و فروش به همان روال سابق باشد یا اندکی بالا و پایین شود حالا شما حساب کنید خسروی پرونده‌اش رو می‌شود و همین باعث تأثیر در روند بازار دلار و ارز می‌گذارد.

معلوم است اگر قرار بود خسروی در دامپینگ فولاد موفق شود نوسانات بازار فولاد بر روی قیمت کالاهای اساسی تأثیر می‌گذاشته است.

« ط ـ ن » در آخرین بخشی از سخنان خود بیان گفت: اگر ما امروز قربانی شده‌ایم دلیلش این است که یکسری افراد خسروی را حمایت کردند.

وقتی مه آفرید بار "آهن" خود را می خرید!

بعد از دفاعیات مدیرعامل شرکت خدمات عمومی پولاد ایران وکیل مدافع وی در جایگاه قرار گرفت و اظهار داشت: پرداخت سود از سهام شرکت به مدیرعامل از سوی آقای «ش» پیشنهاد شده بود و هیئت مدیره شرکت پرداخت پاداش عملکرد سال 88 به مدیرعامل را تصویب کرد همانطور که در سالهای قبل و بعد نیز به همین شکل بوده است.

وی ادامه داد: چون سود به دست آمده در اختیار هیئت مدیره بود و آنها قادر به هرگونه تصرف بودند پرداخت بخشی از آن به مدیرعامل غیرقانونی نبوده است.

وی با بیان اینکه 3.5 میلیارد تومان از پول به رئیس سازمان بازنشستگی فولاد پرداخت شده است، گفت: با توجه به وضعیت پول اخذ شده و اینکه نامشروع نبوده بحث پولشویی درباره پولی که منشأ آن قانونی است مطرح  نمی‌شود. موکل من پول را دریافت کرده اما تصور نمی‌کرده که منشأ آن نامشروع بوده و کار گروه خلاف است. او غیر از مبلغ اخذ شده که به آقای «ش» داده بقیه را به دولت برگردانده است.

وکیل مدافع متهم ادامه داد: وقتی موکلم متوجه منشأ نامشروع پول می‌شود همه آن را برگردانده تا دینی بر گردنش نباشد. او از طریق کار نامعقول شخصیت خود را زیر سؤال برده و با توجه به خدمات انجام داده از عملکرد غیرعمدی خود نادم و پشیمان است و برای وی تقاضای حکم برائت دارم.

همچنین درخواست دارم قرار بازداشت وی نقض و به قرار وثیقه تبدیل شود.

در ادامه نجفی نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه وکیل مدافع متهم مدعی است موکلش از وجوه نامشروع بی‌اطلاع بوده است، گفت: اما دلایل متعددی وجود دارد که ایشان با علم و آگاهی اقدام به این کار کرده است.

وی ادامه داد: در کیفرخواست قبل اتهام صدر 17 فقره اعتبار به مبلغ 420 میلیارد تومان بود که بر اساس اظهاراتش می‌دانسته که باید 3 هزار تن بار تحویل می‌داده اما این کار را انجام نداده است.

نجفی با بیان اینکه برخی از پیش فاکتورها بعد از گشایش اعتبار با تاریخ قبل از آن تنظیم شده است خطاب به وکیل مدافع متهم گفت: ایشان مدعی است 70 میلیارد تومان طلب داشته پس چرا 290 میلیارد تومان مطالبه می‌کند. اگر وجوه برای شرکت اخذ شده چرا ثبت نشده است. اگر قرارداد مشارکت دارید چرا آنها را به دادگاه ارائه نمی‌کنید.

نماینده دادستان افزود: در ابتدای تحقیقات متهم منکر دریافت هرگونه وجه می شود اما در مواجهه حضوری  و اعتراف مه‌آفرید در نهایت دریافت 8 میلیارد تومان را می‌پذیرد.

طلب مورد ادعای شما با وجود اینکه اثبات نشده حسب اظهارات آقای «الف -ش» بابت همین طلب 20 درصد سود دریافت می‌کرده است اما دلیلی نیاورد که اثبات کند.

وی گفت: می‌توان از آقای «ع -ر» که در همین دادگاه حضور دارد سؤال کرد که آیا در قبال این پول بار مبادله شده یا خیر؟ هر چند که قبلا در این باره گفته است هیچ باری وارد گروه ملی نشده است.

نجفی ادامه داد: مستند  متهم یک چک 290 میلیارد تومانی است که باید به امضای دو نفر از گروه آریا می‌رسید اما آقای «ب -ب» گفته چنین چکی را امضا نکرده است. آنها گفتند که با آقای «ش» توافق شده که سود دریافت کند در حالی که اینگونه نیست بلکه به خاطر خدماتی است که ارائه کرده است. آقای «ش» اظهار داشته هیچ اطلاعی از این پولها نداشته و طوری تداعی می‌شد که سهمی برای اینجانب در نظر گرفته شده است. مدیرعامل خدمات عمومی فولاد ایران وسواس خناس بود و می‌گفت این پول از شیر مادر حلال‌تر است و از ناحیه درآمد اضافی پرداخت می‌شود کاش این پول را نمی‌گرفتم.

نماینده دادستان با بیان اینکه وکیل متهم مدعی است مبالغ پرداختی طبق عرف و بر اساس قانون مدنی بوده است، گفت: عرف و اساس قانون مدنی را می‌پذیریم اما نه اینکه این پرداخت به اندازه 8 میلیارد تومان و یا 290 میلیارد تومان باشد. کجای این پرداخت‌ها مطابق عرف است در واقع بابت خوش خدمتی ‌ها بوده است. این پول‌ها اگر دین و بدهی شرکت بوده چرا به حساب شرکت واریز نشده و به جای آن داخل کیف و نایلون و در پارکینگ و خیابان به ایشان پرداخت شده است.

وی ادامه داد: بعد از قرار مجرمیت برای متهم اعتقاد ما این بود که با توجه به علم و آگاهی وی مستحق اتهام افساد فی‌الارض است اما برای اینکه موجب اطاله دادرسی نشود این موضوع را به تشخیص دادگاه گذاشتیم.

متهم برای دفاع آخر در جایگاه قرار گرفت و گفت: 60 میلیارد تومان طلب ما نیست بلکه سود ناشی از 500 میلیارد تومان مبادله تجاری است و قرارداد آن وجود دارد و فاکتورها اصلا صوری نیست.

آقای «ع-ر» گفتند که باری فرستاده نشده است و اگر هم اینگونه باشد و باری منتقل نشده باشد مقصر خودش است.

وی ادامه داد: مه آفرید ساعت 9 صبح کنترل بازار آهن را به عهده می‌گرفت و اجازه فروش به کسی نمی‌داد بعضا بار خودش را خودش می‌خرید یا حتی یک محموله در بارفروش می‌رفت و خریدار دهم همان فروشنده اول بود. این کار عرف است. خرید و فروش‌های ما کاملا قانونی بود و من طبق مصوبه باید از گروه ملی چک می گرفتم و در حال حاضر حدود 60 فقره چک برگشت خورده است.

متهم:پرداخت سودهای بالا ما را فریب داد

وی ادامه داد: من فقط برای دریافت سود طمع کردم و مه‌آفرید با پرداخت سود بالا ما را فریب داد. مبلغ  7 میلیارد و  200 میلیون تومان هم توافق من و آقای «ش» بوده است.

وی با بیان اینکه 4 بولتن در پرونده قرار دارد که فقط مخصوص قراردادهای ما است، گفت: چک‌های آن همه پاس شده و اگر اشکال داشت بانک‌ها ایراد می‌گرفتند.  200 هزار تن بار می‌فرستادم که خانم «ع» باید سندهای آن را ارائه کند.

بعد از اظهارات متهم وکیل دیگر وی در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه صحبت‌های نماینده دادستان مستند نیست و ارقام ارائه شده اصلا دقیق نیست گفت: مسئولان شرکت خدمات عمومی فولاد ایران مدعی هستند مبلغ 289 میلیارد تومان طلب آنهاست و به دنبال احقاق حق خود هستند.

وی ادامه داد: چرا هیچ حرفی از  22 فقره گشایش به نفع گروه ملی نمی‌شود، شرکت خدمات از قبل آن بدهکار است و 100 میلیارد تومان پرداخت کرده است.  موکل من مدعی است 60 میلیارد تومان سود بوده که بخشی از آن به وی پرداخت شده اما نماینده دادستان موضوع را طور دیگری بیان کرد.

وکیل مدافع متهم در پایان گفت: موکل من بعد از اطلاع از موضوع کارهای غیرقانونی تمام مبلغ دریافتی را عودت داد.

خواهرزاده آقای خاص دست به افشاگری زد

«ع ـ ر» خواهرزاده آقای «م» به عنوان مطلع در دوازدهمین جلسه رسیدگی به پرونده فساد 3 هزار میلیارد تومانی در دادگاه حاضر شد.

وی درباره نحوه آشنایی خود با گروه آریا و ارتباطش با این افراد گفت: من ابتدا باید خودم را معرفی کنم و سوابق خودم را بگویم و سپس به دفاع بپردازم

وی گفت: من خواهرزاده آقای «ر ـ م » اما خودم را سرباز نظام می‌دانم و جالب است که بیش از اسم من نسبتم با آقای «م» بر سر زبان‌ها افتاده است.

وی گفت: من تحت هیچ فشاری نیستم و دوستان من می‌دانند که من تحت فشار حرف نمی‌زنم بلکه به دلیل احساس وجدانی که دارم می‌خواهم مطالبی را بگویم.

من 7 سال است به عملکرد آقای «م » انتقادم دارم

«ع ـ ر» با اشاره به این مطلب که 7 سال است با دایی خود هیچ ارتباطی نداشته است گفت: من 7 سال است به عملکرد آقای «م » انتقادم دارم و با ایشان قطع رابطه کرده‌ایم و به خاطر همین نقد عملکرد وی امروز در بازداشت به سر می‌برم.

قاضی به او گفت: بیا وارد اصل ماجرا شو اینها حاشیه است.

وی گفت: شما سوالی کلی مطرح کردید و من هم مجبور هستم تاریخچه‌ای از خود بگویم و برخی مسائل را بگویم.

وی گفت: ابتدا باید به نحوه ارتباط هم و همچنین قطع ارتباط هم با دایی خود اشاره کنم هر چند که می‌دانم که در این مسیر مجبور خواهم بود اسامی برخی افراد را به زبان بیاورم.

وی گفت: من عضو اتاق بازرگانی ایران و اروپا بودم و در خصوص حوزه‌های فرهنگی و اقتصادی و گردشگری که مشترک با آقای «م» بود ارتباطی تنگاتنگ با او داشتم و او نیز کارهای مختلفی به من ارجاع می‌داد و همکاری خوبی داشت هر چند هیچ گونه دریافت مالی از مجموعه آقای «م» به من نمی‌شد.

وی گفت: متأسفانه پس از چندی متوجه سوء مدیریت‌ها و عملکردهایی در حوزه کاری آقای «م» شدم که مصداقش انتصاباتی بود که ایشان عده‌ای بی سواد و حتی کسانی که  دیپلم نداشتند را به عنوان مشاور خود انتخاب می‌کرد. که اینها برای من فضای همکاری را تنگ می‌کرد.

وی گفت: من با این گونه انتصابات مخالفت داشتم و به آقای «م» موضوع را اشاره کرد برای مثال از آقای «م » رئیس حوزه ریاست ایشان گلایه کردم و گفتم این فرد تخلفات خاصی در پرونده‌اش وجود دارد و دارد از امکانات موجود سوء استفاده می‌کند.

دستورآقای خاص برای ترخیص بار مه آفرید

برای مثال دیده بودم که این فرد با خسروی تماس گرفته بود و می‌گفت به دستور آقای خاص باید کارهای ترخیص کالایمان را به یک شرکت خاص ارجاع دهیم.

وی گفت: البته این تخلفات به همین سطح بسنده نشد و ما دیدیم که آقای «م» به عنوان یکی از معاونان ایشان انتخاب شد. فردی که سابقه مخدوش کردن نامه‌های مردم را هم داشت و در خصوص اعطای تسهیلات دست داشت.

وی گفت: آقای «م ـ م» از من توقع داشت در اعضای اعطای پروژه‌های گردشگری به او پول بدهیم برای مثال در یک پروژه گردشگری در بلوار کشاورز تهران از ما توقع پول داشت و این در حالی است که من از مقابله با این افراد دست نکشیده‌ام که به بحث و جدل با آقای «م» که دایی من بود پرداختم و متأسفانه آقای «م ـ‌م» معاون دایی بنده به جایی رسید که در انتصابات دخالت می‌کرد.

«ع ـ ر» خواهرزاده آقای خاص به پروژه مفتضح کیش اشاره کرد و گفت: در آن پروژه هم افتضاحات بسیاری به وجود آمد که قاضی از او خواست در مورد آن پروژه توضیحاتی بدهد.

که متهم گفت: منظورم قضیه خرید زمین‌های کیش است که در آن پرونده توافق ریاست‌جمهوری هم وجود داشت.

وی بار دیگر به موضوع آقای «پ » معاون بانک مرکزی اشاره کرد و گفت: این فرد تخلفات متعددی انجام داده بود به گونه‌ای که یکبار آقای بهمنی مدیرعامل بانک مرکزی به من گفت که آقای «پ» حوزه کاریش را تحت تأثیر قرار داده و مشکلاتی را برای او ایجاد کرده اما دایی بنده نه تنها حمایتش را از آقای پ برنداشته بلکه حمایت‌هایش را هم بیشتر کرد.

«ع ر» همچنین به موضوع آقای الف معاون بانک و اقتصاد اشاره کرد و گفت: این فرد هم تخلفات زیادی داشت برای مثال شنیده بودم که قرار است سهام یکی از بانک‌ها را از خسروی دریافت کند هر چند که من درباره اطلاعاتی که از ستاد انتخاباتی آقای دکتر اطلاعاتی به دست آورده بودم و آنها را به دایی خود گفته بودم اما افاقه نکرد.

وی به دلیل قطع ارتباطش با دایی خود اشاره کرد و گفت: من موکدا با ایشان درگیر بودم و مشکل داشتم که چرا این افراد مورد حمایت قرار گرفتند و در جلسه‌ای که در سازمان جهانی شدن در سعادت‌آباد با دایی خود برگزار کردم گفتم که برخی از افراد دچار انحراف شده‌اند اما وی بی‌توجه بود و به این ترتیب من ارتباطم را قطع کرده و به بخش خصوصی آمده‌ام اما در آنجا دیدم که سایه همان افراد در اینجا نیز گسترده شده است.

«ع ـ ر» خواهرزاده آقای خاص به موضوع حضورش در شرکتی تبلیغاتی اشاره کرد و گفت: قرار شد در آن شرکت کار تبلیغاتی انجام دهم و به این ترتیب موفق شدم با خسروی آشنا شوم چون قرار بود برای او تیزر تبلیغاتی بسازم اما در این میان درباره پروژه‌های گردشگری نیز اطلاعاتی به دست آوردم. اما ارتباطمان صرفا تجاری و اقتصادی بود.

وی گفت: من دوستی به نام آقای «ز» داشتم که در یکی از جلسات با این فرد آقای «ی» نیز حضور داشت. این آقا بعدها به سمت مسئول پیگیری پروژه‌های خاص نهاد انتخاب شد.

به عنوان خواهرزاده آقای خاص خجالت می‌کشم

متهم گفت: خسروی در اردیبهشت سال 89 شرکت خط و ابنیه را خرید اما قرار شده بود به ازای خرید خط و ابنیه 15 پروژه راه به او تحویل داده شود من همان زمان با وزیر راه سابق دیداری داشتم و او از عملکرد آقای «ع» ابراز ناراحتی کرد و حتی از واژه دزد برای این فرد استفاده کرد.

وی گفت: آقای «ی» فهمیده بود که برکناری وی نزدیک است به همین دلیل تلاش کرد تا ارتباطی نزدیک و مستقیم با خسروی برقرار کند و سمت جدیدی برای خودش دست و پا کند.

به همین دلیل با آقای «م ـ م» ارتباط نزدیکی برقرار کرد و باعث شد چیزهایی که می‌دانستم به من کمک کند تا رابطه‌ام با خسروی سرد شود.

وی افزود: از آنجا بود که آقای «ر» رسما مسئول پروژه‌های نهاد ریاست‌جمهوری شد و من همان هم به دایی خود پیامک زدم و گفتم این کارتان اشتباه بوده است اما افاقه نکرد و من امروز به عنوان خواهرزاده آقای خاص خجالت می‌کشم.

وی گفت: آقای «ع» به محض حضور در سمت پروژه‌های ویژه نهاد موضوع دو طبقه کردن مسیر رامسر را رسمی کرد چون می‌دانست این موضوع می‌تواند پوششی برای تعهدات خسروی باشد و به این ترتیب می‌توانست آن 15 پروژه را برای خسروی تأمین کند.

"دیگر خواهرزاده «الف - م» نیستم"

متهم «ع- ر» خواهرزاده آقای خاص در ادامه اظهارات خود گفت: مه‌آفرید بارها به من می‌گفت رئیس ایمیدرو کارها را در وزارت صنایع انجام می‌دهد. او به من می‌گفت می‌خواهند ارتباط ما را خراب کنند.

وی ادامه داد: آقایان « م » و «ی» مرا می‌شناختند و قرار بود مرا حذف کنند و عملا هم موفق به حذف رابطه تجاری و دوستی من با آقای «الف - م» شدند. حتی یک بار مه‌آفرید به من گفت دوست داری تو را با آقای «الف -م» آشتی دهم، آقای «ح - پ» در بانک مرکزی ، آقای «الف» کارهای حمایت بانکی، آقای «خ - الف» کارهای ایمیدرو را انجام می‌دادند و آقای «ع - ر» نیز بازوی اجرایی مه‌آفرید بود.

خود آقای «الف -م» باید به دادگاه بیاید

متهم با بیان اینکه به دایی خود بابت همه این افراد تذکر داده بودم گفت: هر جا پول کلان بود اینها مانند اختاپوس آنجا حاضر می‌شدند، همه جا دنبال من بودند و متهمان اصلی آنها هستند. من نباید 7 ماه در زندان باشم و خود آقای «الف -م» باید به دادگاه بیاید و پاسخگوی اقداماتش باشد.

وی افزود: از 3 سال قبل دیگر خواهرزاده او نیستم. خودش باید به دادگاه بیاید اگر به موقع بیانات مقام معظم رهبری را گوش می‌کرد دیگر توهم قدرت بر آنها ایجاد نمی‌شد. اینکه چرا دچار این توهم شدند را نمی‌دانم و خودشان باید بیایند و توضیح دهند.

این متهم درباره ارتباط آقای «م » مدیر کل حوزه ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور با مه‌آفرید امیر خسروی گفت: این دو با هم تماس داشتند و زمانی که در زندان بودم یکی از معاونان مه‌آفرید آن را تأیید کرد و گفت آنها با هم در تماس بودند.

وی افزود: شخص مه‌آفرید هم این موضوع را با من در میان گذاشت و گفت مدیر کل حوزه ریاست میراث فرهنگی از من خواسته است ترخیص کالا را به شرکتی که او می‌گوید واگذار کنیم.

متهم گفت: موضوع را به آقای «الف -م» منتقل کردم او هم در یک مقطع با آن فرد برخورد کرد اما او باز هم اعمال نفوذ کرد تا جایی که الان با هم به مسافرت‌های خانوادگی می‌روند.

وی با بیان اینکه بنده صرفا تاوان یک جسم را می‌دهم، گفت: اعلام می‌کنم که دیگر خواهرزاده «الف - م» نیستم.

متهم در پایان اظهاراتش از قاضی سراج درخواست ملاقات خصوصی کرد که با مخالفت قاضی روبرو شد و قرار شد اظهارات خود را در قالب یک متن به قاضی تحویل دهد.

کسی که فولاد را در اختیار داشته باشد پارامترهای بسیاری را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد

«خ -الف» رئیس سابق شرکت ایمیدرو در جایگاه قرار گرفت و درباره انحصار ناشی از فروش شرکت فولاد خوزستان اظهار داشت: گروه‌هایی که به صورت ناخواسته و بادکنکی بزرگ می‌شوند معمولا سعی می‌کنند از روش‌های مختلف استفاده کنند. در روش رانت رقیب وجود دارد که می‌توان با عناوین مختلف او را حذف کرد.اهرم‌های قدرت و بر هم زدن تعادل بازار از اهرم‌هایی هستند که می‌توان به وسیله آنها رقیب را حذف کرد.

وی ادامه داد: اما در انحصار فرد تنهاست و اگر در برخی مسائل انحصار به وجود بیاید قطعا تبعات پشت پرده‌ای دارد. در حوزه فولاد هم چیزی که داشت اتفاق می‌افتد انحصار بود که قرار بود با خرید فولاد خوزستان رخ دهد.

وی با بیان اینکه هیچ مذاکره‌ای در این زمینه با آریا نداشتم، گفت: دو جلسه‌ای که با هم داشتیم یکی درباره سیلیکون متال و دیگری درباره سهم خوزستان بود.

رئیس سابق شرکت ایمیدرو گفت: فولاد یکی از کالاهای استراتژیک ماست که اگر دست هر فردی بیفتد روی بقیه بازار تأثیر می‌گذارد و با بر هم زدن ستاد تنظیم بازار قیمت‌گذاری در حوزه فولاد و مسکن را هم بهم می‌زند. قبلا از ریاست ایمیدرو موضوع را فهمیدم و گفتم اشتباه است و بعد از آن هم موضوع را دنبال کردم.

متهم ادامه داد: کسی که فولاد را در اختیار داشته باشد پارامترهای بسیاری از جمله فولاد، مسکن و بخش‌هایی از واردات و صادرات را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. یک روز آقای «ع - ر» به من گفت فولاد خوزستان را بخریم من هم با استاندار و یکی از مسئولان اداره کل اطلاعات استان خوزستان تماس گرفتم و طی نامه‌ای اعلام کردم که اگر قرار است فولاد خوزستان به فروش رود در خانواده فولاد به فروش برود. فولاد خوزستان می‌توانست تحت صندوق بازنشستگی فولاد قرار بگیرد تا مدیریت آن در اختیار دولت باشد.

تفاهم نامه‌ای که مه‌آفرید با وزیر راه نوشت

وی با بیان اینکه بالغ بر  5 نامه به معاون اول و وزیر صنایع نوشتم گفت: فروش فولاد را با نگاه اینکه انحصار صورت نگیرد پی گرفتم، کار تا نوشتن متن مصوبه پشت درب دولت رفت ، تفاهمنامه را هم وزیر راه وقت با مه‌آفرید آماده کرده بودند و متون پیوست آن وجود دارد. در متن تفاهمنامه که در مطبوعات هم منتشر شد قرار بود خسروی 50.5 درصد فولاد را بردارد و در دو طبقه کردن مسیر نور - رامسر اقدام کند.

وی ادامه داد: این کار یکی از مواردی بود که قرار بود انجام شود و کار دیگر مه‌آفرید این بود که باید شبکه راه‌آهن استان را به شهرک‌های صنعتی متصل می‌کرد این کار خوبی بود اما منابع ما محدود بود، بعدا متوجه شدم قرار بود این اتصال شبکه به مجموعه آریا داده شود.

مدیرعامل سابق ایمیدرو گفت: با انحصار صنعت فولاد دچار یک چالش در حوزه فولاد می‌شدیم که مجموعه‌های نورد با مشکل روبرو می‌شدند. اگر یک استعلام از وزیر بازرگانی وقت بکنید میزان درخواست شمش توسط شرکت‌ها را خواهید دید.

همین طور فشارهایی که از مسئولان مربوطه برای افزایش سهمیه شمش و جلوگیری از بیکاری کارگران صورت می‌گرفت.

متهم درباره شرکت تراورس اظهار داشت: شرکت تراورس یک شرکت انحصاری است و جدا از اینکه فعلا وضعیت خوبی ندارد اما تجهیزات که در اختیار این شرکت است در هیچ کجای دیگر کشور وجود ندارد. در بحث تعمیر نگهداری و توسعه راه‌آهن تراورس اگر شرکت آماده‌ای باشد نقش انحصاری دارد.

وی با بیان اینکه تراورس می‌تواند در زمینه خدمات بین‌المللی هم فعالیت کند، گفت: قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء هم برای اینکه این شرکت یک نقش عمده در طرح‌های توسعه راه‌آهن داشت قرار بود آن را بخرد.

متهم با بیان اینکه در حوزه فروش فولاد نگاهی که گروه آریا دنبال می‌کرد این بود که می خواستند ظرفیت بالایی را در کشور داشته باشند، گفت: به آنها گفتم در جاهایی مانند خرمشهر و شادگان سرمایه‌گذاری کنید، فولاد خوزستان باید در اختیار دولت باشد تا بتواند بازار را تنظیم کند.  اگر این کار صورت می‌گرفت تضمین بازار فولاد در کنترل گروه مه‌آفرید قرار می‌گرفت.


جزئیات دیدار با "الف رم" در هتل لاله/ معمای آقای 5 هزار میلیاردی

مدیرعامل وقت شرکت ابنیه در جریان اعترافات خود نحوه واگذاری سهام فولاد را تشریح کرد و از قاضی خواست آقای پنج هزار میلیاردی را به داگاه بیاورد.

 آقای "الف - گ" در جایگاه متهمان قرار گرفت و گفت: یک میدان مینی افتاده وسط و شما فقط دارید مینهای بزرگ را جمع می کنید. من می گویم شما همه را ببینید.

وی گفت: بنده اول به مدیران دولتی می گویم که شماهایی که زیر عکس رهبری و امام نشسته اید و پایتان را روی خون شهدا می گذارید و به راحتی رشوه می گیرید و دروغ می گویید حواستان جمع باشد. هر چند امروز توانستید فرار کنید و تنها ما ماندیم. ولی روزی باید پاسخگو باشید.

" الف - گ" اظهار داشت: وقتی مدیر دولتی به خودش اجازه می دهد رشوه بگیرد معلوم است که کسی دیگر کار نمی کند بعد هم همین مدیر چفیه دور گردنش می اندازد و تسبیح دستش می گیرد و یقه اش را می بندد و هر کاری دلش می خواهد انجام می دهد.

متهم گفت: من این کارها را نکردم. من در گروه ملی و داماش با همین ادبیات جهادی صحبت می کردم و فردا قیامت هم همینطوری صحبت می کنم. امروز خسروی که امین خیلی از آقایان بوده اینجا نشسته است. من باخسروی صادق و سالم کار می کردم. من خسروی را از سال 85 می شناختم.  حالا طرف به عنوان متهم می آید بالا آیه قرآن می خواند. بابا آیه چرا می خوانی پول گرفتی و باید جواب بدهی!

وی اظهار داشت: به خدا من نمی دانستم این پولها از کجا می آید. من مدیرعامل خط و ابنیه بودم. گرههای راه آهن جمهوری اسلامی را حل کردم و رکورد زدم. ببینید محور شلمچه خرمشهر را چه کسی احداث کرد.

مدیرعامل خط و ابنیه گفت: من صادقانه می گویم  6 محرم 89 بود که آقای "الف. ر. م" که خواهر زاده اش هم اعتراف کرد جلسه ای در هتل لاله تهران تشکیل داد و من از سوی خسروی دعوت شدم. نکته جالب اینجا بود که دفتر وی در پاستور بود ولی جلسه ما در اتاق خواب برگزار شد. فکرش را بکنید در مورد بزرگترین پروژه کشور باید در اتاق خواب هتل لاله تصمیم گیری می کردیم.

خلاصه خبر دادند آقای "ال ر م " به حضور پذیرفتند. به خدا همین آقا در کل جلسه خواب بود. جلسه سوری بود و یک شرکت داشت پرزنت می کرد.

متهم گفت: پروژه هتل لاله برای خودش مک فارلن است. ولی در مورد جلسه بعدی باید بگویم که جلسه دوم در نهاد کوثر انجام شد که این جلسه هم سوری بود. خسروی پیشنهاد داد که دو طبقه کردن رامسر به نور خوب است. خسروی گفت ما پول نمی خواهیم شما سهام 50 و نیم درصد فولاد خوزستان رابدهید ما جاده را می زنیم. بعدش "ر" "ق" هم که آن موقع رئیس قرارگاه خاتم بود وارد جلسه شد که آقای پاستور نشین اصلا وی را تحویل نگرفت.

جلسه بعدی در ساختمان سفید نهاد ریاست جمهوری برگزار شد. باید بگویم که بعد از پیشنهاد خسروی عملا فولاد خوزستان به ما واگذار شد. داشت کارها به خوبی پیش می رفت ولی از بعد از آمدن آقای نیکزاد به عنوان وزیر  دیگر کسی نتوانست این کارها را انجام دهد که خدا خیرش دهد.

ولی بعد از این جلسات صورت جلسه ای تنظیم شد تا سهام را بخریم بعدش ما را خواستند تا قرارداد بسته شود ولی مبلغ قرارداد زیاد بود و خسروی گفت امضا کن بعد فهمیدیم مابه التفاوت به آقای "ی" داده شده است. خیلی ها می خواستند من را بردارند. ولی قرارداد از سوی من ابلاغ نشد. من می دانم پشت کار که بود. به خسروی گفتم من پولی نمی دهم. من به آقای "الف ر میم" می گویم نگو خدایا فرج را نزدیک کن شما فرمان نایب امام زمان را اجرا نمی کنید. من یادگار کربلای 5 هستم. اگر من نبودم این فساد بیشتر می شد. رهبر گفت تو به درد این کار نمی خوری. برو، نرفتی این شد.

وی در ادامه از قاضی خواست تا آن آقای 5 هزار میلیاردی را به داگاه بیاورد.

وی اظهار داشت: خسروی یک روز می گوید پشت صحنه  چه کسی هست. ولی اگر من می دانستم می گفتم.

متهم گفت: به خدا دزدگیر نظام خاموش نیست. دزدگیر برخی از مسئولان خاموش است اگر خاموش بود ریگی دستگیر نمی شد و پهباد نمی نشست. ولی برخی مسئولان لای سنسورهایشان یورو و دلار رفته است.

آقای قاضی پیراهن من از پشت پاره شده چون به زلیخا نه گفتم.

وکیل متهم:اجازه نمی‌دهند خسروی را ببینیم

در بخش دیگری از دوازدهمین جلسه رسیدگی به پرونده فساد 3 هزار میلیارد تومانی نوبت به دفاعیات مه‌آفرید خسروی شد.

وکیل خسروی پیش از آغاز دفاعیات متهم در جایگاه قرار گرفت و مدعی شد ما تاکنون صرفا موفق شدیم به خواندن 24 جلد از 32 جلد از پرونده فساد و هنوز پرونده‌خوانی ما تمام نشده است.

وی گفت: ما برای یک دفاع سیستماتیک نیازمند فرصت هستیم و از شما تقاضا داریم تا یک یا دو جلسه کامل را به ما اختصاص دهید تا به درستی دفاع کنیم.

قاضی به او گفت: شما در کل جلسات حضور داشته‌اید و هیچ منعی هم برای خواندن پرونده نداشتید.

وکیل پرونده گفت: ما فرصت نکردیم بخوانیم.

قاضی گفت: شما وقتی می‌روید وکالت 4 متهم را به عهده می‌گیرید نتیجه‌اش می‌شود همین که نتوانستید پرونده را بخوانید.

وکیل متهم گفت: ما حتی برای ملاقات با آقای خسروی هم در مضیغه هستیم و اجازه نمی‌دهند خسروی را ببینیم.

قاضی گفت: شما ادعایتان صحت ندارد در نهایت وکیل متهم گفت من آمادگی دفاع را دارم اما مواردی را خود خسروی باید بگوید و از آنها دفاع کنم و هنوز فرصت بحث و بررسی درباره آنها به وجود نیامده است.

نصیحت جناب قاضی به مه‌آفرید خسروی

دفاع ضعیف و همراه با دروغ خسروی باعث شد تا قاضی پرونده به او نصیحت کند که خلاف واقع چیزی نگوید.

در بخش نخست از دفاعیات مه‌آفرید خسروی سردسته شبکه وقوع فساد 3 هزار میلیارد تومانی این فرد در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: من برای آنکه بتوانم درباره رشوه‌هایی که پرداخت کرده‌ام به طور دقیق توضیح بدهم باید هر کدام را مشخصا اعلام کنید تا من درباره میزان پرداخت و صحت و سقم آن صحبت کنم.

وی موضوع 117 شرکت تابع گروه آریا را نپذیرفت و عنوان کرد: من قبول ندارم که این 117 شرکت برای من بوده چه برسد به اینکه نیمه فعال و فعال بودن 48 تای آن را تأیید کنم.

بار دیگر توسط قاضی پرونده بخشی از کیفر خواست خسروی قرائت شد و بار دیگر به او تفهیم شد که شما متهم هستید به افساد فی‌الارض از طریق شرکت در اخلال نظام اقتصادی به مبلغ 2 هزار و 800 میلیارد تومان که البته با تشکیل یک باند و یک شبکه بوده است.

قاضی گفت: شما تاکنون به پرداخت 30 فقره رشوه اعتراف کرده‌اید که برای 16 فقره ان تاکنون پرونده تشکیل داده شده و مابقی آن نیز مفتوح است.

مه‌آفرید: رشوه ندادم؛ این پول برا امور خیریه بود

خسروی درباره پرداخت رشوه 2 میلیارد و 400 میلیون تومانی « س ـ ک» مدیر بانک صادرات گروه ملی فولاد گفت: من براساس درخواست آقای «س ـ ک» پولی را برای صرف در امور خیریه به این فرد داده بودم که منشأ آن هم از چک شخصی خودم بود و به هیچ وجه از نداشتن مجوز گشایش اعتبارات اسنادی توسط بانک صادرات اطلاعات نداشتم.

خسروی گفت: من هیچ وقت به دنبال مجوز نبودم آقای «س ـ ک» خودش به صورت شفاهی به ما داشتن مجوز را ابلاغ می‌کرد. ما هم درخواستمان را به شعبه ارجاع می‌دادیم و متقاضی بودیم بانک صادرات خودش باید سقف اعتباری ما را می‌سنجید و سپس به ما اعتبار می‌داد.

خسروی افزود: معاون شعبه بانک صادرات گروه ملی مدعی شده که از مسئله گشایش اعتبارات اسنادی بی‌خبر بوده اما من از شما می‌پرسم من به عنوان متقاضی باید از صدور مجوز باخبر باشم یا بانک صادرات که گشایش اعتبار می‌کند باید خبرداشته باشد.

وی گفت: من از شما می‌خواهم تا رئیس اتاق سویفت بانک صادرات را به عنوان شاهد بیاورید ببینید که برای سویفت زدن گشایش اعتبارات اسنادی از چه کسی دستور می‌گرفته است.

خسروی افزود: من از شما می‌خواهم آقای «الف » را به دادگاه بیاورید و از او بپرسید که در قبال گشایش‌ها من چه چیزی به او داده‌آم من صرفا به عنوان یک خریدار انجام وظیفه می‌کردم و در تنزیل گشایش‌ها هیچ دخالتی نداشته‌ام.

وی افزود: گروه ملی فولاد خریدار جنس بوده است در حالی که در گشایش 4 طرف وجود دارد ما فقط طرف گشایش‌کننده    بوده‌ایم من که نمی‌توانستم بروم بپرسم آیا در تنظیم اسناد به درستی انجام شده یا خیر.

وی تصریح کرد: من یک خرید مدت‌دار انجام داده‌ام و در طی خرید بحث تنزیل و دریافت تسهیلات به من مربوط نمی‌شده است.

در نهایت با درخواست متهم «س ـ ک» در جایگاه قرار گرفت تا درباره دریافت رشوه دو میلیارد و 400 میلیونی توضیحاتی ارائه کند. اما پیش از او قاضی خطاب به متهم گفت: انکار بعد از اقرار مسبوق نیست.

وی افزود: من از شما غیر از واقعیت چیزی نشنیده‌ام هر چند که شما دچار مشکل شده‌اید و در برخی از مواقع به شما گفته‌اند که انکار کنید و اعتراف نداشته‌ باشید اما این را بدانید که قطعا اظهار‌نظرهای صادقانه شما باعث می‌شود اگر جای دست قاضی باز باشد به نفع شما عمل کند.

مه‌آفرید: معاونان وزیر صنایع سالم نبودند

مه آفرید امیر خسروی با بیان اینکه اگر رشوه نمی‌دادیم سهمیه شمش فولادمان کم می‌شد گفت: معاونان وزیر صنایع سالم نبودند و برای انجام کار طلب پول می‌کردند.

در ادامه دوازدهمین جلسه دادگاه فساد مالی و بعد از اظهارات مه‌آفرید امیر خسروی س.ک در جایگاه قرار گرفت و اظهار داشت: در یک مقطع به مه آفرید گفتم گشایش‌ها مجوز ندارد و او در جواب به من گفت نگران نباش مگر تاکنون مشکلی پیش آمده است.

وی ادامه داد: در دو مرحله با آقایان ع.ر و الف .ش جلسه گذاشتیم که آقای الف.ش نماینده تام‌الاختیار مه‌آفرید بود و ع.ر در آن جلسه گفت: این کار اشکال دارد و من دیگر امضا نمی‌کنم معلوم بود که منافع به جیب او نمی‌رود و قطعا از جای دیگر دستور می‌گرفت.

بعد از اظهارات این متهم ع.ر در جایگاه قرار گرفت و اظهار داشت: مطالب آقای س.ک غیرواقع است وقتی ال‌سی‌ها شروع شد در زمینه شمش فولاد خوزستان بود و در آن زمان اصلا به آقای س.ک ارتباط نداشتم کارمند من از مه‌آفرید سؤال می‌کرد که گشایش‌ها کجا صورت می‌گرفت و او هم انجام می‌داد.

وی ادامه داد: وظیفه من اصلا کنترل ال‌.سی نبود تقسیم وظایف کرده بودیم و جلساتی که می‌گوید مربوط به زمانی است که همه چیز مشخص شده بود.

وی افزود: در یک جلسه به آقای س.ک گفتم مطرح شده که فاکتورها مشکل دارد و از او خواستم یا او گشایش نکند یا من امضا نکنم. بعد از اعتراض به آقایان الف.ش و س.ک پیش مه‌آفرید رفتم و مه‌آفرید گفت فکر می‌کردم شما هم در جریان هستید در همان جلسه الف. ش به مه‌آفرید گفت گفته بودم که او بی‌خبر است. بعد از اظهارات این دو متهم قاضی سراج مه‌آفرید خسروی را به جایگاه خواند و اظهار داشت چه مقدار پول به خاوری داده‌اید که متهم در پاسخ گفت: سه میلیون دلار پرداخت کرده بودم.

تمام مواردی که پرداخت بود را صادقانه گفتم و تنها یک مورد به آقای س‌.ک از من خواسته بود و من با دسته چک شخصی به وی پول پرداخت کردم.

مدیرعامل گروه آریا ادامه داد: تا تاریخ 11 مرداد نود از گشایش‌ها بی‌اطلاع بودم و اظهارات آقای ع.ر را قبول ندارم در رابطه با ال‌سی‌ها به هیچ وجه از اینکه مجوز داشته یا نداشته خبر نداشتم.

مه‌آفرید خسروی درباره گشایش اعتبارها اظهار داشت: کسی که فاکتور صادر می‌کند باید کالا را تحویل بگیرد در تنزیل اعتبارات دخالتی نداشتم گشایش و تنزیل کار جدیدی بود که فولاد خوزستان نمی‌دانست چه بانکی آن را انجام می‌دهد من هم بانک ملی کیش را معرفی کردم همه می‌خواهند تقصیر را گردن من بیندازند در حالیکه بانک‌ها سودشان را پیش‌پیش گرفته‌اند.

متهم در ادامه اظهاراتش مدعی شد یک سری از مسائل سطح‌شان از سطح دادگاه بالاتر است که قاضی در واکنش به این اظهارات گفت: هیچ چیزی سطح‌اش بالاتر از دادگاه نیست و باید واقعیات را بگویید و ما را از گفتن واقعیت نترسانید.

متهم ادامه داد: از نظر مدیرعامل گروه آریا همه ال‌سی‌ها واقعی بوده و مستند قانونی داشته آنهایی که فروشنده کالا بودند از ترسشان گفتند کالا و جنس نداشتند مانند آقای ک.ن که یکبار گفت که نداده‌ام و الان گفته است که جنس را داده است.

متهم درباره اینکه آقای ع.ر می‌گوید هیچ کالایی به گروه ملی فولاد نیامده است گفت: در این زمینه 2 هزار میلیارد و 400 میلیون تومان فروش ثبت شده است و قرار نبود کالا به گروه ملی برود همه کالاها برای تولید نبوده و بخشی از آن برای کار تجاری بوده است کار تولیدی و تجاری در این گروه به صورت موازی مجاز بوده و از محل فروش کالا پول به شرکت آمده است.

وی افزود: این شرکت‌ها شخصیت مستقل حقوقی هستند و به من ارتباطی ندارد پول‌هایی هم که داده شده از محل فروش کالا بوده است تنزیل به من ارتباطی ندارد و گردش مالی در حساب خود شرکت‌ها بوده است.

متهم با بیان اینکه مسئول همه اتفاقاتی که در مجموعه من افتاده است هستم در پاسخ به سؤال قاضی مبنی بر اینکه مگر تنزیل اعتبارات توسط آقای س.خ و کارمند شما صورت نگرفته است گفت: او کارمند من بود و برای فولاد خوزستان تنزیل می‌کرد فولاد خوزستان متعلق به دولت است و چون نمی‌توانست در کیش دفتر داشته باشد گروه ملی در فولاد گشایش می‌کرد کارهای تنزیل فولاد در بانک‌های ملی و سپه کیش انجام می‌شد و تقاضای تمام تنزیل‌ها که توسط فروشنده‌ها صورت گرفته موجود است.

متهم درباره رشوه‌های پرداخت شده به کارکنان بانک ملی کیش به میزان یک میلیارد و 210 میلیون ریال گفت: یک میلیارد و 70 میلیون ریال را به س.خ که برای پرداخت به عنوان قرض به یکی از دوستانش می‌خواست دادم اما نمی‌دانستم به چه کسی می‌خواهد بدهد مابقی پرداختی‌ها هم بابت عیدی به کارکنان بانک بود و چون عرف بانک‌ها بود گفتم پول را پرداخت کند.

عیدی60 میلیون ریالی مه‌آفرید به کارکنان بانک

متهم همچنین پرداخت 60 میلیون ریال پول به کارکنان بانک سپه کیش را در قالب عیدی دانست و در قالب پرداخت 9 میلیارد ریال به رئیس شرکت ایمیدرو گفت: این پرداخت درباره اجباری بود که داشتیم اگر نمی‌دادیم سهمیه ما را کم می‌کردند و تولیدمان با مشکل روبرو می‌شد.

وی ادامه داد: این پول بابت حفظ سهمیه فولاد بود و آقای س معاون وزیر که در ادامه به فولاد مبارکه رفتند در این نمونه دخیل بودند و بعد از اینکه با رئیس ایمیدرو به دفتر من آمدند قرار شد به من ورق بدهند.

مدیرعامل گروه آریا گفت: همه این اتفاقات به خاطر این بود که معاونان وزیر صنایع سالم نبودند و برای انجام کار طلب پول می‌کردند.

مه آفرید مسئولان را تهدید به افشاگری کرد

مه آفرید امیرخسروی با بیان اینکه اگر مسئولانی که از من درخواست کمک کرده بودند خودشان را معرفی نکنند در جلسه بعد دادگاه خودم این افراد و حتی مسببان فرار خاوری را معرفی خواهم کرد.

مه‌آفرید امیرخسروی مدیرعامل گروه توسعه سرمایه‌گذاری امیر منصور آریا و متهم ردیف اول پرونده فساد بزرگ مالی در ادامه دفاعیات خود اظهار داشت: فشار اداره مالیات، اداره دارایی، شهرداری‌ها و حقوق حدود 16 هزار پرسنل ما را بعضا مجبور به پرداخت رشوه می‌کرد.

وی ادامه داد: تا سال 87 فقط با بانک ملی شعبه مرکزی کار می‌کردیم و هیچ مشکلی نداشتیم بعد از خرید گروه ملی با بانک صادرات صحبت کردیم تا برای طی روال قانونی پرداخت وام کارشناس معرفی کند که مشکلات ما از همان‌جا شروع شد.

متهم ادامه داد: بازرسی وزارت اقتصاد به بانک صادرات نامه نوشت که گروه آریا می‌خواهد گروه ملی را بخرد این در حالی بود که ما قبل از آن گروه ملی را خریده بودیم با این نامه بانک صادرات جلوی کار ما را گرفت و سؤال من این است که چرا به همه بانک‌ها نامه نزدم ما قبل از نامه بازرسی وزارت اقتصاد هیچ گشایشی انجام نداده بودیم و این کار بودار بود زیرا از همانجا شروع کردند که جلوی کار ما را بگیرند.

نامه مه آفرید به احمدی نژاد

متهم با اشاره به آشنایی با ع.ر خواهرزاده رئیس آقای م  گفت: با پیشنهاد این فرد نامه‌ای به رئیس جمهور نوشتم تا درباره این موضوع دستور رسیدگی دهند و گفتم اگر نمی‌گذارند کار کنیم بگویید تا ما هم بدانیم از سال 88 در کار ما توطئه می‌کردند بطوریکه وقتی برای سهم الشرکه شرکت ام.دی‌.اف پول واریز کردیم بانک صادرات نامه زد که این پول از محل تنزیل است چطور 6 میلیارد را متوجه شدند اما گردش 3 هزار میلیاردی را نفهمیدند.

وی خاطرنشان کرد: هنوز هم این کارخانه تولیدی در سال ضربه خوردن است کارخانه‌ای که سالانه 250 میلیون دلار از واردات کم می‌کرد. ماشین آلات در حال استارت بودند که کار متوقف شد و هنوز هم معطل است

مه‌آفرید امیرخسروی با بیان اینکه این رفتارها در حالی با من انجام شد که آقای س ماشین‌آلات دسته دوم 40 ساله را وارد کشور می‌کند گفت: من اگر قصد ضرر رساندن به کشور و نظام را داشتم با بهترین کارخانه دنیا برای واردات قطعات تعامل نمی‌کردم واردات شمش 4 میلیون تن در سال است که با کارهای گروه من 12 درصد از واردات کاسته می‌شد.

وی با بیان اینکه تمام پول‌هایی که از کشور خارج شده بابت خرید ماشین آلات بود گفت: کسانیکه سهام بانک صادرات را به نازلترین قیمت خریدند در کار ما دخالت کردند آقای م یکی از مسئولان صنعت روغن به یک دوست مشترک و تنها یک هفته بعد از دستگیری من گفته بود خسروی اعدام می‌شود برادر مدیرعامل سابق بانک صادرات در کار گوشت بود و در یک جلسه رفتار بسیار بدی با من کرد گوشتی که قرار بود به میزان 100 هزار تن وارد کشور کنم و با قیمت 8 هزار تومان به وزارت بازرگانی بفروشم را جلویش را گرفتند همه اینها برای این بود که به من ضربه وارد کنند من با قائم مقام بانک مرکزی دوست بودم یا کسانیکه جلوی کار من را گرفتند.

مه آفرید امیرخسروی ادامه داد: رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس باید به این سؤال پاسخ دهد که من بارها به او گفته بودم که از من باج‌خواهی می‌شود یا خیر من حتی به  رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس بارها گفته بودم که عده‌ای از من باج خواهی می‌کنند.

وی با بیان اینکه بسیاری از نمایندگان مجلس با من تماس می‌گرفتند گفت: آنها باید قسم بخورند که من به آنها گفته‌ام که در کشور فساد است یا خیر.

رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس وقتی به او گفتم که فساد در کشور وجود دارد فقط سرش را تکان داد.

قاضی سراج در پاسخ به سؤال مه‌آفرید امیرخسروی که چرا جو را امنیتی کردید که کسی جرات نمی‌کند حرف بزند یا چرا اجازه نمی‌دهید من مصاحبه کنم گفت شما همه جا دخالت داشتی و می‌توانستی مصاحبه کنی الان هم در حال شانتاژ هستی و از خودت دفاع نمی‌کنی.

چرا آقای الف معاون وزیر اقتصاد الان باید در مسئولیت باشد

مه‌آفرید ادامه داد: من از خودم دفاع نمی‌کنم بلکه از عملکرد گروهم دفاع می‌کنم کسانی که الان مثل موش پنهان شده‌اند باید الان جواب بدهند. یکی از مسئولان با من جلسه امنیتی گذاشت و خودش را مشاور امنیتی موضوع تحریم عنوان کرد و به من گفت: برو خارج از کشور شرکت تأسیس کن. آقای ر شما رابط پیش من نفرستادید.

وی خطاب به نماینده یکی از شهرهای شمالی کشور در مجلس شورای اسلامی گفت: آیا شما نبودید که از من می‌خواستید پیگیر پروژه‌ها باشم چرا آقای الف معاون وزیر اقتصاد الان باید در مسئولیت باشد.

مدیرعامل گروه آریا درباره تأسیس بانک آریا گفت: تأسیس بانک آریا برای بحث تحریم مطرح شد و همه مسئولان در جریان بودند و یک میلیارد دلار هم برای این موضوع در نظر گرفته شد اما هیچ کس شهامت ندارد بگوید در جلسات ساعت 12 نیمه شب چه گذشت.

خودتتان موضوع را به رهبر انقلاب بگویید

وی ادامه داد: از همین جا خطاب به این مسئولان می‌گویم تا زمان جلسه بعدی دادگاه یا خودشان موضوع را به رهبر انقلاب بگویند که ما برای کمک به دولت جلو آمده بودیم وگرنه اسامی همه آنها در جلسه بعد با مدارک افشا خواهم کرد.

متهم با بیان اینکه رسما از من خواستند برای کمک به دولت وارد کار شوم گفت: خاوری با قباحت تمام به من می‌گفت برای بالا بردن سطح اعتبار باید به من پول بدهی.

متهم ردیف اول فساد مالی با طرح این سؤال که خاوری را چه کسی فراری داد گفت: اگر تا جلسه بعد دادگاه پاسخ این سؤال از سوی افراد مورد نظر داده نشود خودم همه اطلاعات را افشا خواهم کرد.

اسم آقای ر هم به عنوان نمونه ذکر کردم ایشان نه تنها در منزل خود بلکه در پارک لویزان و دفترش هم با من جلسه گذاشته بود.

قاضی سراج:هیچ کس در این پرونده خط قرمز ندارد

قاضی ناصر سراج در بخش دیگری از رسیدگی به اتهامات مه‌آفرید امیرخسروی متهم ردیف اول پرونده 3 هزار میلیارد تومانی خطاب به متهم گفت: من وظیفه‌ام فقط تفهیم اتهام در چهارچوب این پرونده است و اینکه نقش شما را در رخ دادن فساد 2 هزار و 800 میلیارد تومانی بررسی کنم.

قاضی گفت: من بر اساس مدارک موجود یعنی پرینت حساب شما و رفتار شما پرونده را بررسی می‌کنم و کاری به این ندارم که چه اتفاقات دیگری در این زمینه رخ داده است زیرا من باید چارچوب پرونده را در ذهن داشته باشم.

قاضی گفت: بر اساس کیفر خواست 2 هزار و 800 میلیارد تومان پول از شعبه‌ای در کیش به تهران آمده و سپس به حساب شما واریز شده است و آن وقت شما می‌گویید مسئول این پول‌ها نیستید من پرونده‌ای در پیش رویم باز است که 32 متهم دارد با اتهامات مختلف.

قاضی خطاب به متهم گفت: شما باید راجع‌ به موضوع این پرونده دفاع کنید نه خارج از این پرونده شما دفاع کنید جانانه هم دفاع کنید من به شما وقت می‌دهم.

یک میلیارد دلار به من معرفینامه داده‌اند تا بروم از برزیل گوشت وارد کنم

مه‌آفرید گفت: من چگونه دفاع کنم وقتی کسانی که یک میلیارد دلار به من معرفینامه داده‌اند تا بروم از برزیل گوشت وارد کنم اما به خاطر جنگی که با یکدیگر داشتند و نتوانستند یک میلیارد ریال را هماهنگ کنند امروز من باید جوابگوی آنها باشم.

قاضی گفت: شما از اسامی زیادی نام بردید اگر اینها همین دنیا از شما شکایت کنند باید پاسخگوی آنها باشید آن دنیا که جای خود.

مه‌آفرید گفت: برای یک مفسد‌فی‌الارض پاسخ گفتن به اتهام افترا دیگر چیزی به حساب نمی‌آید. به من کسانی بودند که گفتند برو و گروه ملی را بخر.

وی به نقش آقای الف معاون بیمه و بانک وزیر اقتصاد و دارایی اشاره کرد و گفت: وقتی آن آقا از وزیر اقتصاد 300 میلیارد تومان معرفینامه گرفت تا من به بانک صنعت و معدن مراجعه کنم با چه نیتی این کار را کرد تنها نیتش این بود که سهامدار بانک آریا شود. اما بعد از آن آمد هم از این طرف خورد و هم از آن طرف.

مه‌آفرید خسروی گفت: چرا آقای «م» رئیس اعتبارات بانک صنعت و معدن جلوی اعتبارات ما را گرفت و دنبال گرفتن پول از ما بود آمدند و وثیقه ما را ۱۰ برابر کردند زیرا به آنها رشوه نداده بودیم.

وی به نقش «ش ـ ح» اشاره کرد و گرفت: این فرد چهار بار به دفتر من آمد و اسرار داشت که بیا برای لوله‌سازی خوزستان کاری انجام بده به نوعی شده بود دلال میان آقای «ع» مدیرعامل گروه ورزشی داماش و بنده.

متهم درباره نقش معاون سیاسی استاندار خوزستان نکاتی اشاره کرد و گفت: همین آقا بارها اسرار داشت که من لوله‌سازی اهواز را خریداری کنم چرا اینها می‌خواستند لوله‌سازی را به ما بفروشند آقای «ش ـ ح» چرا به دفتر من مراجعه کرد و گفت تا زمانی که یک میلیارد تومان به او ندهم از دفتر من نمی‌رود. آقای «پ» رئیس سابق ایمیدرو برای چه اصرار داشت که من فولاد خرمشهر را بخرم.

آقای «م» در دفتر من چکار داشت که قصد داشت تا بخشی از شرکت‌های به جا مانده اهواز را به من بفروشد.

من هر کمکی کردم به آقایان دولتی کردم که در خصوصی‌سازی سرشان را بالا بگیرند.

وی گفت: من در جلسه آینده اسامی را می‌گویم و مشخص می‌کنم که چه کسانی در این پرونده نقش داشته اند من برای این مملکت کارخانه زدم و کار کردم.

در تمام شهرها استانداران، نمایندگان مجلس و مدیرکل اطلاعات می‌دانستند که ما داریم چه کاری انجام می‌دهیم.

خسروی افزود: در تمام شهرها استانداران، نمایندگان مجلس و مدیرکل اطلاعات می‌دانستند که ما داریم چه کاری انجام می‌دهیم.

مدیرکل وزارت اطلاعات آقای «ش» آمد در دفتر من و آمد گفت از همه کارهای من اطلاع دارد. وزارت اطلاعات به من نامه داده بود که ماهیت گروه آریا برای من مشخص شده است و می‌داند 30 شرکت زیر مجموعه‌اش چه کاری انجام می‌دهد.

وی به مشکلات پیش آمده در مسیر واگذاری ال سی‌ها اشاره کرد و گفت: در تاریخ 17 مرداد قرار بود ما به بانک مرکزی قسمت اعتبارات برویم اما جلوی کار ما را گرفتند و زمانی بود که هفته قبل از آن بانک ملی گشایش‌ها را انجام نمی‌داد و تنزیل‌ها را متوقف کرده بود.

وی به نامه 8 فروردین بانک مرکزی مبنی بر تسویه حساب بدهی‌های گروه آریا ظرف مدت یک ماه اشاره کرد و گفت: اگر بانک مرکزی حسن نیت داشت چرا فقط به بانک ملی نامه زد و به تمام بانک‌ها نظیر پاسارگاد و دیگران نامه نزد.

آقای قاضی اینها بوی چه می‌دهد. آقای الف ـ پ نماینده بازرسی در بانک مرکزی چرا از طریق آقای «ح ـ س» درخواست 10 میلیارد تومان پول از من کرده بود.

آقای «س» چرا نمی‌آید بگوید که من به هر مسئولی که گفتم از من پول می‌خواهند به جای اقدام سرشان را تکان دادند.

وی ادامه داد: آقای « الف » به آقای «ع ـ د» در فروردین 90 می‌گوید که شما نگران نباشید گروه‌ آریا چهار ماه دیگر زمین می‌خورد ایشان از کجا می‌دانستند که ما زمین خواهیم خورد. چرا دار و دسته آقای الف از همه اتفاقات مصون ماندند و کسی جرئت دارد به سراغشان برود.

مه‌آفرید خسروی افزود: یکسری افراد پشت سر نظام سنگر گرفته‌اند و به اسم نظام دارند از نظام سوء استفاده می‌کنند. به اسم نظام پول می‌گیرند و کار مردم را با یک نامه تغییر می‌دهند.

من حتی به وزارت اطلاعات هم دیگر اعتماد ندارم

وی افزود: من حتی به وزارت اطلاعات هم دیگر اعتماد ندارم زیرا از کجا معلوم همان کسی که از من بازجویی می‌کند نرود اطلاعات را در اختیار کس دیگری قرار دهد مگر نبود آقای «الف» که با آقای خاوری نسبت داشت و تمام کارهای او را انجام می‌داد و رابطه او در وزارت اطلاعات بود.

خسروی افزود: من حتی به پیش آقای «پ» در سازمان بازرسی کل کشور هم رفتم و گفتم که از من باج‌خواهی می‌کنند و گفتم که پیش اقای الف هم رفتم و گفتم که چه اتفاقاتی دارد می‌افتد در حالی که ایشان سرش را تکان داد و گفت نه اشتباه می‌کنید اینها آدم‌های خوبی هستند.

وی افزود: به نظرتان «ح ـ س» امروز فرار کرده است.

مه‌افرید افزود: روز جمعه 14 مرداد سال 90 ساعت 2 بعد از ظهر حکم بازداشت من صادر شد و من از جریان بازداشت در ساعت 4 بعد از ظهر باخبر شدم و به من همان زمان زنگ زدن و گفتن از کشور فرار کنم اما من این کار را نکردم فقط برادرم را فرستادم زیرا می‌دانستم من کاری نکرده‌ام و باید بمانم و جوابگوی اشتباهات دیگران باشم.

متهم افزود: به کشورم افتخار می‌کنم لازم باشد برای کشورم جان می دهم من تا سال 86 حتی پاسپورت هم نداشتم.

وی افزود: اینها می‌خواستند کاری کنند که من از کشور فرار کنم تا همه تقصیرها به گردن من بیفتد در حالی که وقتی از رفتن من ناامید شدند خاوری را فراری دادند زیرا خاوری هم سرخط خیلی از مسائل بود.

در این لحظه قاضی سراج به متهم گفت: این نظام آن قدر قدرت دارد که همان طور که ریگی را به کشورمان آورد خاوری را هم دیر یا زود به کشور باز می‌گرداند.

دادستان تهران در دادگاه حاضر شد

دادستان تهران در دوازدهمین جلسه دادگاه فساد مالی حاضر شد.

وکیل خاوری چگونه خاوری را فراری داد

ریاحی وکیل مدافع مه‌آفرید خسروی درباره وکیل خاوری که به توصیه او برای خاوری قرار ممنوع‌الخروجی صادر نشده توضیحاتی ارائه کرد.

پس از دفاعیات مه آفرید امیر خسروی، وکیل وی غلامرضا ریاحی در جایگاه قرار گرفت تا از موکلش دفاع کند. این فرد با اشاره به اینکه نقش محاکمه خسروی در جلسه دوازدهم کمرنگ شده است، گفت: ما از شما یک وقت مبسوط‌تر و یک جلسه دیگر می‌خواهیم تا در آن جلسه فقط و فقط به اتهامات خسروی رسیدگی شود.

قاضی پرونده خطاب به ریاحی گفت: شما صدایت را برای ما بالا نبر به اندازه کافی فرصت داشته‌ای تا مطالب را بخوانی برای بهانه آوردن دیر شده است همان زمانی که بی‌ اجازه صحبت کردی باید از دادگاه بیرونت می‌کردم.

ریاحی گفت: من برای بهترین دفاع آماده‌ام اما خواهش می‌کنم جلد پنجم را از پرونده در اختیار من قرار دهید.

قاضی گفت: پیش از این هر چیزی که مورد نیازت بود به شما داده‌ام. پیش از این هر چه می‌خواستی داده‌ایم.

پس از یک مجادله لفظی میان قاضی و ریاحی، ریاحی مدعی شد من برای یک دفاع جانانه آمده‌ام و خیالت راحت آن قدر حافظه‌ام قوی‌ است که بدون لایحه تا شب از متهمم دفاع کنم.

پرونده بازپرس هنوز به دادگاه نیامده

ریاحی دفاعیاتش را این گونه آغاز کرد که در روز تحقیقات از خاوری در پیش بازپرس فردمحمدیان باید پرسید چه کسی به عنوان وکیل همراه خاوری بوده که برخلاف نظر اداره اطلاعات خوزستان فردمحمدیان خاوری را بازداشت نمی‌کند و حتی نامه ممنوع‌الخروج او را هم امضا نمی‌کند.

وی گفت: از تحقیقات اداره کل اطلاعات و دادگستری خوزستان باید به این نکته اشاره کنم که در آن زمان در 97 بند قرار مجرمیت به امضای فردمحمدیان، بازپرس شعبه ششم اهواز برای مدیرعامل گروه ملی فولاد نوشته می‌شود در حالی که هنوز پرونده این فرد به دادگاه نیامده است.

وی گفت: من باز هم سوالم را مطرح می‌کنم چه کسی همراه خاوری به بازپرسی رفته بود که به فردمحمدیان توصیه کرده بود که باعث شد برخلاف اظهارنظر اداره اطلاعات خاوری ممنو‌ع‌الخروج نشود.

وی گفت: ما چند فتح گروه تحقیق داریم فتح اول اداره اطلاعات خوزستان است که گزارشی جامع و مفید اما در عین حال مختصر را ارائه می‌دهد و سپس همان گزارش به تهران می‌آید و آقای بازپرس به خسروی تفهیم اتهام می‌کند که در اخلال در نظام اقتصادی شرکت داشته‌اید اما به یکباره وقتی پرونده به تهران می‌آید روند طراحی به شکل دیگری تغییر می‌کند به این ترتیب هم ضابطان و هم قضاتی که در این پرونده تحقیقات را رهبری می‌کردند آرایش‌شان عوض می‌شود به گونه‌ای که تا پایان جلد 24 پرونده هنوز هم یک برگ گزارش از سوی بازپرس پسندیده در پرونده نیامده است.

دفترچه یادداشت وکیل مه‌آفرید دیروز دزدیده شد

ریاحی به موضوع دزدیده شدن دفترچه یادداشت خود در جلسه دیروز دیدار با خسروی اشاره کرد و گفت: می‌دانید چرا دفترچه یاداشت مرا دزدیدند به خاطر آنکه من در آن دفترچه نام وکیل خاوری را نوشته بودم اما افسوس می‌خورم که هنوز هم باید این سؤال را مطرح کنیم که چه کسی به فردمحمدیان توصیه کرد که خاوری را ممنوع‌الخروج نکند که به این ترتیب خاوری 3 روز بعد وارد هواپیما می‌شود و از مرز خارج می‌شود.

وی گفت:‌ خاوری ارتباطات زیادی داشت که اگر می‌ماند هم خودش آسیب می‌دید و هم پای دیگران را به میان می‌کشید اما وقتی پرونده به تهران می‌آید وزارت اطلاعات درخواست دیگری می‌نویسد و به دستور افشارنیا، فردمحمدیان اقداماتی انجام می‌دهد.

وی افزود: اما اهاله پرونده از اهواز به تهران نیز نکات زیادی داشت برای مثال در بار اول اهاله اشاره می‌شود که محاکم تهران امکان رسیدگی به این پرونده را دارند. اما به یکباره آقای دولت‌آبادی، دادستان تهران از اشتباه رخ‌ داده با خبر می‌شود و خطاب به دیوان می‌نویسد که رأی اصلاحی بدهید تا دادسرای تهران نیز بتواند در پرونده مداخله کند.

ریاحی گفت: از این مرحله تحقیقات به بعد مورد تحقیق از ال‌سی‌ها خارج می‌شود اما همچنان اداره اطلاعات درخواست خود را مبنی بر ممنوع‌الخروج شدن 17 نفر اعلام می‌کند. اما سه چهار نفر از آنها همچنان به دستور آقای فردمحمدیان ممنوع‌الخروج نمی‌شوند.

در این بخش از رسیدگی به پرونده باز هم مثل جلسات قبل میان ریاحی و قاضی سراج بر سر صلاحیت دادگاه انقلاب مشاجره لفظی پیش آمد و هر کدام سندی را مبنی بر صلاحیت و عدم صلاحیت دادگاه انقلاب نشان دادند. بالاخره ریاحی مؤظف شد به ادامه دفاعیات خود بپردازد به این ترتیب به موضوع شرکت‌های صوری اشاره شده توسط دادستان نماینده پرداخت و گفت بیش از 14 شرکت از 30 شرکت پیش از تیر 88 تأسیس شدند و این تاریخ زمانی است که هنوز گروه ملی معامله نشده است.

وی گفت: گروه ملی بیش از 850 میلیارد تومان بدهی داشت و طبیعی بود که برای دولتی‌ها مهم باشد که این گروه را به خسروی بفروشد و به این ترتیب خسروی بنا به تشویق گروهی از عوامل اقتصادی در خرید خصوصی‌سازی مشارکت می‌کند اما در آن زمان تشابه اسمی میان گروه ملی و اسم فولاد خوزستان پیش می‌آید به این ترتیب نامه‌ای که آقای «م» برای خسروی در واگذاری گروه ملی نوشته شده بود با اسم فولاد خوزستان اشتباه گرفته می‌شود در حالی که اصلاً موضوع فروش فولاد خوزستان و 50.5 درصد سهام آن واقعی نبوده و اصلاً رخ نداده است.

وی افزود: بعد از آن نامه خسروی به نحوی تحت‌الحمایت آقای «م» قلمداد می‌شود و با واسطه آقای «م» این گونه قید می‌شود که لابد خسروی مورد حمایت رئیس جمهوری نیز بوده است.

ریاحی گفت: خسروی بر اساس دیرینه زندگی‌اش پول خیراتی پیدا نکرده بود که به هرکسی که با او سلام علیک می‌کرد پولی بدهد.

ریاحی در بخشی از دیگر دفاعیات خود گفت: آقای قاضی من نمی‌توانم به گزارش‌هایی اعتماد کنم که از بیخ و بن جعلی است برای مثال اشاره شده که 12 هزار هکتار جنگل به خسروی واگذار شده در حالی که موضوع احداث تله‌کابین درفک بوده و اصلاً موضوع واگذاری نبوده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/03/07ساعت 20:3  توسط فاطمه (صبا) عزیززاده آرائی  |